English    Türkçe    فارسی   

6
487-496

  • حکم او هم حکم قبله‌ی او بود  ** مرده‌اش خوان چونک مرده‌جو بود 
  • هر که با این قوم باشد راهبست  ** که کلوخ و سنگ او را صاحبست 
  • خود کلوخ و سنگ کس را ره نزد  ** زین کلوخان صد هزار آفت رسد 
  • گفت مرغش پس جهاد آنگه بود  ** کین چنین ره‌زن میان ره بود  490
  • از برای حفظ و یاری و نبرد  ** بر ره ناآمن آید شیرمرد 
  • عرق مردی آنگهی پیدا شود  ** که مسافر همره اعدا شود 
  • چون نبی سیف بودست آن رسول  ** امت او صفدرانند و فحول 
  • مصلحت در دین ما جنگ و شکوه  ** مصلحت در دین عیسی غار و کوه 
  • گفت آری گر بود یاری و زور  ** تا به قوت بر زند بر شر و شور  495
  • چون نباشد قوتی پرهیز به  ** در فرار لا یطاق آسان بجه