English    Türkçe    فارسی   

6
594-603

  • سالها در بند وصل ماه خود  ** شاهمات و مات شاهنشاه خود 
  • عاقبت جوینده یابنده بود  ** که فرج از صبر زاینده بود  595
  • گفت روزی یار او که امشب بیا  ** که بپختم از پی تو لوبیا 
  • در فلان حجره نشین تا نیم‌شب  ** تا بیایم نیم‌شب من بی طلب 
  • مرد قربان کرد و نانها بخش کرد  ** چون پدید آمد مهش از زیر گرد 
  • شب در آن حجره نشست آن گرمدار  ** بر امید وعده‌ی آن یار غار 
  • بعد نصف اللیل آمد یار او  ** صادق الوعدانه آن دلدار او  600
  • عاشق خود را فتاده خفته دید  ** اندکی از آستین او درید 
  • گردگانی چندش اندر جیب کرد  ** که تو طفلی گیر این می‌باز نرد 
  • چون سحر از خواب عاشق بر جهید  ** آستین و گردگانها را بدید