English    Türkçe    فارسی   

6
1369-1418

  • گفته شد که هر صناعت‌گر که رست  ** در صناعت جایگاه نیست جست 
  • جست بنا موضعی ناساخته  ** گشته ویران سقفها انداخته  1370
  • جست سقا کوزای کش آب نیست  ** وان دروگر خانه‌ای کش باب نیست 
  • وقت صید اندر عدم بد حمله‌شان  ** از عدم آنگه گریزان جمله‌شان 
  • چون امیدت لاست زو پرهیز چیست  ** با انیس طمع خود استیز چیست 
  • چون انیس طمع تو آن نیستیست  ** از فنا و نیست این پرهیز چیست 
  • گر انیس لا نه‌ای ای جان به سر  ** در کمین لا چرایی منتظر  1375
  • زانک داری جمله دل برکنده‌ای  ** شست دل در بحر لا افکنده‌ای 
  • پس گریز از چیست زین بحر مراد  ** که بشستت صد هزاران صید داد 
  • از چه نام برگ را کردی تو مرگ  ** جادوی بین که نمودت مرگ برگ 
  • هر دو چشمت بست سحر صنعتش  ** تا که جان را در چه آمد رغبتش 
  • در خیال او ز مکر کردگار  ** جمله صحرا فوق چه زهرست و مار  1380
  • لاجرم چه را پناهی ساختست  ** تا که مرگ او را به چاه انداختست 
  • اینچ گفتم از غلطهات ای عزیز  ** هم برین بشنو دم عطار نیز 
  • قصه‌ی سلطان محمود و غلام هندو 
  • رحمة الله علیه گفته است  ** ذکر شه محمود غازی سفته است 
  • کز غزای هند پیش آن همام  ** در غنیمت اوفتادش یک غلام 
  • پس خلیفه‌ش کرد و بر تختش نشاند  ** بر سپه بگزیدش و فرزند خواند  1385
  • طول و عرض و وصف قصه تو به تو  ** در کلام آن بزرگ دین بجو 
  • حاصل آن کودک برین تخت نضار  ** شسته پهلوی قباد شهریار 
  • گریه کردی اشک می‌راندی بسوز  ** گفت شه او را کای پیروز روز 
  • از چه گریی دولتت شد ناگوار  ** فوق املاکی قرین شهریار 
  • تو برین تخت و وزیران و سپاه  ** پیش تختت صف زده چون نجم و ماه  1390
  • گفت کودک گریه‌ام زانست زار  ** که مرا مادر در آن شهر و دیار 
  • از توم تهدید کردی هر زمان  ** بینمت در دست محمود ارسلان 
  • پس پدر مر مادرم را در جواب  ** جنگ کردی کین چه خشمست و عذاب 
  • می‌نیابی هیچ نفرینی دگر  ** زین چنین نفرین مهلک سهلتر 
  • سخت بی‌رحمی و بس سنگین‌دلی  ** که به صد شمشیر او را قاتلی  1395
  • من ز گفت هر دو حیران گشتمی  ** در دل افتادی مرا بیم و غمی 
  • تا چه دوزخ‌خوست محمود ای عجب  ** که مثل گشتست در ویل و کرب 
  • من همی‌لرزیدمی از بیم تو  ** غافل از اکرام و از تعظیم تو 
  • مادرم کو تا ببیند این زمان  ** مر مرا بر تخت ای شاه جهان 
  • فقر آن محمود تست ای بی‌سعت  ** طبع ازو دایم همی ترساندت  1400
  • گر بدانی رحم این محمود راد  ** خوش بگویی عاقبت محمود باد 
  • فقر آن محمود تست ای بیم‌دل  ** کم شنو زین مادر طبع مضل 
  • چون شکار فقر کردی تو یقین  ** هم‌چوکودک اشک باری یوم دین 
  • گرچه اندر پرورش تن مادرست  ** لیک از صد دشمنت دشمن‌ترست 
  • تن چو شد بیمار داروجوت کرد  ** ور قوی شد مر ترا طاغوت کرد  1405
  • چون زره دان این تن پر حیف را  ** نی شتا را شاید و نه صیف را 
  • یار بد نیکوست بهر صبر را  ** که گشاید صبر کردن صدر را 
  • صبر مه با شب منور داردش  ** صبر گل با خار اذفر داردش 
  • صبر شیر اندر میان فرث و خون  ** کرده او را ناعش ابن اللبون 
  • صبر جمله‌ی انبیا با منکران  ** کردشان خاص حق و صاحب‌قران  1410
  • هر که را بینی یکی جامه درست  ** دانک او آن را به صبر و کسب جست 
  • هرکه را دیدی برهنه و بی‌نوا  ** هست بر بی‌صبری او آن گوا 
  • هرکه مستوحش بود پر غصه جان  ** کرده باشد با دغایی اقتران 
  • صبر اگر کردی و الف با وفا  ** ار فراق او نخوردی این قفا 
  • خوی با حق نساختی چون انگبین  ** با لبن که لا احب الافلین  1415
  • لاجرم تنها نماندی هم‌چنان  ** که آتشی مانده به راه از کاروان 
  • چون ز بی‌صبری قرین غیر شد  ** در فراقش پر غم و بی‌خیر شد 
  • صحبتت چون هست زر ده‌دهی  ** پیش خاین چون امانت می‌نهی