English    Türkçe    فارسی   


  • لشکری ز ارحام سوی خاکدان ** تا ز نر و ماده پر گردد جهان‌‌
  • One army from the wombs to the Earth, that the world may be filled with male and female;
  • لشکری از خاک ز آن سوی اجل ** تا ببیند هر کسی حسن عمل‌‌ 3075
  • One army from the Earth (to what is) beyond death, that every one may behold the beauty of (good) works.
  • این سخن پایان ندارد هین بتاز ** سوی آن دو یار پاک پاک باز
  • This discourse hath no end. Come, hasten (back) to those two sincere and devoted friends.
  • صفت توحید
  • Description of Unification.
  • گفت یارش کاندر آ ای جمله من ** نی مخالف چون گل و خار چمن‌‌
  • His friend said to him, “Come in, O thou who art entirely myself, not different like the rose and thorn in the garden.”
  • رشته یکتا شد غلط کم شد کنون ** گر دو تا بینی حروف کاف و نون‌‌
  • The thread has become single. Do not now fall into error if thou seest that the letters K and N are two.’
  • کاف و نون همچون کمند آمد جذوب ** تا کشاند مر عدم را در خطوب‌‌
  • K and N are pulling like a noose, that they may draw non-existence into great affairs.
  • پس دو تا باید کمند اندر صور ** گر چه یکتا باشد آن دو در اثر 3080
  • Hence the noose must be double in (the world of) forms, though those two (letters) are single in effect.
  • گر دو پا گر چار پا ره را برد ** همچو مقراض دو تا یکتا برد
  • Whether the feet be two or four, they traverse the road, like the double shears (which) makes (but) one cut.
  • آن دو همبازان گازر را ببین ** هست در ظاهر خلافی ز آن و ز این‌‌
  • Look at those two fellow-washermen: there is apparently a difference between that one and this:
  • آن یکی کرباس را در آب زد ** و آن دگر همباز خشکش می‌‌کند
  • The one has thrown the cotton garments into the water, while the other partner is drying them.