English    Türkçe    فارسی   

1
1598-1607

  • جانها در اصل خود عیسی دمند ** یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
  • گر حجاب از جانها برخاستی ** گفت هر جانی مسیح آساستی‌‌
  • گر سخن خواهی که گویی چون شکر ** صبر کن از حرص و این حلوا مخور 1600
  • صبر باشد مشتهای زیرکان ** هست حلوا آرزوی کودکان‌‌
  • هر که صبر آورد گردون بر رود ** هر که حلوا خورد واپس‌‌تر رود
  • تفسیر قول فرید الدین عطار قدس الله روحه: تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌‌خور که صاحب دل اگر زهری خورد آن انگبین باشد
  • صاحب دل را ندارد آن زیان ** گر خورد او زهر قاتل را عیان‌‌
  • ز آن که صحت یافت و از پرهیز رست ** طالب مسکین میان تب در است‌‌
  • گفت پیغمبر که ای مرد جری ** هان مکن با هیچ مطلوبی مری‌‌ 1605
  • در تو نمرودی است آتش در مرو ** رفت خواهی اول ابراهیم شو
  • چون نه‌‌ای سباح و نه دریاییی ** در میفکن خویش از خود راییی‌‌