English    Türkçe    فارسی   

1
2602-2611

  • باز در خم او شود تلخ و حرام ** در مقام سرکگی نعم الادام‌‌
  • در معنی آن که آن چه ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن که حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیمار را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد که در راهست که ليغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر
  • گر ولی زهری خورد نوشی شود ** ور خورد طالب سیه هوشی شود
  • رب هب لی از سلیمان آمده ست ** که مده غیر مرا این ملک و دست‌‌
  • تو مکن با غیر من این لطف و جود ** این حسد را ماند اما آن نبود 2605
  • نکته‌‌ی لا ينبغی می‌‌خوان به جان ** سر من بعدی ز بخل او مدان‌‌
  • بلکه اندر ملک دید او صد خطر ** مو به مو ملک جهان بد بیم سر
  • بیم سر با بیم سر با بیم دین ** امتحانی نیست ما را مثل این‌‌
  • پس سلیمان همتی باید که او ** بگذرد زین صد هزاران رنگ و بو
  • با چنان قوت که او را بود هم ** موج آن ملکش فرومی‌‌بست دم‌‌ 2610
  • چون بر او بنشست زین اندوه گرد ** بر همه شاهان عالم رحم کرد