English    Türkçe    فارسی   

1
2767-2776

  • صورتش غمگین و او فارغ از آن ** صورتش خندان و او ز آن بی‌‌نشان‌‌
  • وین غم و شادی که اندر دل خفی است ** پیش آن شادی و غم جز نقش نیست‌‌
  • صورت خندان نقش از بهر تست ** تا از آن صورت شود معنی درست‌‌
  • نقشهایی کاندر این حمامهاست ** از برون جامه کن چون جامهاست‌‌ 2770
  • تا برونی جامه‌‌ها بینی و بس ** جامه بیرون کن در آ ای هم نفس‌‌
  • ز آن که با جامه درون سو راه نیست ** تن ز جان جامه ز تن آگاه نیست‌‌
  • پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیه‌‌ی او را
  • آن عرابی از بیابان بعید ** بر در دار الخلافه چون رسید
  • پس نقیبان پیش او باز آمدند ** بس گلاب لطف بر جیبش زدند
  • حاجت او فهمشان شد بی‌‌مقال ** کار ایشان بد عطا پیش از سؤال‌‌ 2775
  • پس بدو گفتند یا وجه العرب ** از کجایی چونی از راه و تعب‌‌