English    Türkçe    فارسی   

1
3149-3158

  • چون شود جانش محک نقدها ** پس ببیند قلب را و قلب را
  • نشاندن پادشاهان صوفیان عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود
  • پادشاهان را چنان عادت بود ** این شنیده باشی ار یادت بود 3150
  • دست چپشان پهلوانان ایستند ** ز آنکه دل پهلوی چپ باشد ببند
  • مشرف و اهل قلم بر دست راست ** ز آن که علم و خط و ثبت آن دست راست‌‌
  • صوفیان را پیش رو موضع دهند ** کاینه‌‌ی جان‌‌اند و ز آیینه بهند
  • سینه صیقلها زده در ذکر و فکر ** تا پذیرد آینه‌‌ی دل نقش بکر
  • هر که او از صلب فطرت خوب زاد ** آینه در پیش او باید نهاد 3155
  • عاشق آیینه باشد روی خوب ** صیقل جان آمد و تقوی القلوب‌‌
  • آمدن مهمان پیش یوسف علیه السلام و تقاضا کردن یوسف از او تحفه و ارمغان‌‌
  • آمد از آفاق یار مهربان ** یوسف صدیق را شد میهمان‌‌
  • کآشنا بودند وقت کودکی ** بر وساده‌‌ی آشنایی متکی‌‌