English    Türkçe    فارسی   

1
3779-3788

  • از ره پنهان که دور از حس ماست ** آفتاب چرخ را بس راههاست‌‌
  • آن رهی که زر بیابد قوت از او ** و آن رهی که سنگ شد یاقوت از او 3780
  • آن رهی که سرخ سازد لعل را ** و آن رهی که برق بخشد نعل را
  • آن رهی که پخته سازد میوه را ** و آن رهی که دل دهد کالیوه را
  • باز گو ای باز پر افروخته ** با شه و با ساعدش آموخته‌‌
  • باز گو ای باز عنقا گیر شاه ** ای سپاه اشکن به خود نی با سپاه‌‌
  • امت وحدی یکی و صد هزار ** باز گو ای بنده بازت را شکار 3785
  • در محل قهر این رحمت ز چیست ** اژدها را دست‌‌دادن راه کیست‌‌
  • جواب گفتن امیر المؤمنین که سبب افکندن شمشیر از دست چه بود در آن حالت‌‌
  • گفت من تیغ از پی حق می‌‌زنم ** بنده‌‌ی حقم نه مأمور تنم‌‌
  • شیر حقم نیستم شیر هوا ** فعل من بر دین من باشد گوا