English    Türkçe    فارسی   

1
632-641

  • ور تو می‌‌بینی که پایت بسته‌‌اند ** بر تو سرهنگان شه بنشسته‌‌اند
  • پس تو سرهنگی مکن با عاجزان ** ز آن که نبود طبع و خوی عاجز آن‌‌
  • چون تو جبر او نمی‌‌بینی مگو ** ور همی‌‌بینی نشان دید کو
  • در هر آن کاری که میل استت بدان ** قدرت خود را همی‌‌بینی عیان‌‌ 635
  • و اندر آن کاری که میلت نیست ** و خواست خویش را جبری کنی کاین از خداست‌‌
  • انبیا در کار دنیا جبری‌‌اند ** کافران در کار عقبی جبری‌‌اند
  • انبیا را کار عقبی اختیار ** جاهلان را کار دنیا اختیار
  • ز آن که هر مرغی به سوی جنس خویش ** می‌‌پرد او در پس و جان پیش پیش‌‌
  • کافران چون جنس سجین آمدند ** سجن دنیا را خوش آیین آمدند 640
  • انبیا چون جنس علیین بدند ** سوی علیین جان و دل شدند