English    Türkçe    فارسی   

1
657-666

  • هر امیری را چنین گفت او جدا ** نیست نایب جز تو در دین خدا
  • هر یکی را کرد او یک یک عزیز ** هر چه آن را گفت این را گفت نیز
  • هر یکی را او یکی طومار داد ** هر یکی ضد دگر بود المراد
  • جملگی طومارها بد مختلف ** چون حروف آن جمله از یا تا الف‌‌ 660
  • حکم این طومار ضد حکم آن ** پیش از این کردیم این ضد را بیان‌‌
  • کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
  • بعد از آن چل روز دیگر در ببست ** خویش کشت و از وجود خود برست‌‌
  • چون که خلق از مرگ او آگاه شد ** بر سر گورش قیامت‌‌گاه شد
  • خلق چندان جمع شد بر گور او ** موکنان جامه دران در شور او
  • کان عدد را هم خدا داند شمرد ** از عرب وز ترک و از رومی و کرد 665
  • خاک او کردند بر سرهای خویش ** درد او دیدند درمان جای خویش‌‌