English    Türkçe    فارسی   

2
605-614

  • نیم او مومن بود نیمیش گبر ** نیم او حرص آوری نیمیش صبر 605
  • گفت یزدانت فمنکم مومن ** باز منکم کافر گبر کهن‏
  • همچو گاوی نیمه‏ی چپش سیاه ** نیمه‏ی دیگر سپید همچو ماه‏
  • هر که این نیمه ببیند رد کند ** هر که آن نیمه ببیند کد کند
  • یوسف اندر چشم اخوان چون ستور ** هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور
  • از خیال بد مر او را زشت دید ** چشم فرع و چشم اصلی ناپدید 610
  • چشم ظاهر سایه‏ی آن چشم دان ** هر چه آن بیند بگردد این بد آن‏
  • تو مکانی اصل تو در لامکان ** این دکان بر بند و بگشا آن دکان‏
  • شش جهت مگریز زیرا در جهات ** ششدره است و ششدره مات است مات‏
  • شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس
  • با وکیل قاضی ادراک‏مند ** اهل زندان در شکایت آمدند