English    Türkçe    فارسی   

3
1096-1105

  • آب را آرند من آتش کنم ** نوش و خوش گیرند و من ناخوش کنم
  • مهر پیوندند و من ویران کنم ** آنک اندر وهم نارند آن کنم
  • تو مترس و مهلتش ده دم‌دراز ** گو سپه گرد آر و صد حیلت بساز
  • مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین
  • گفت امر آمد برو مهلت ترا ** من بجای خود شدم رستی ز ما
  • او همی‌شد و اژدها اندر عقب ** چون سگ صیاد دانا و محب 1100
  • چون سگ صیاد جنبان کرده دم ** سنگ را می‌کرد ریگ او زیر سم
  • سنگ و آهن را بدم در می‌کشید ** خرد می‌خایید آهن را پدید
  • در هوا می‌کرد خود بالای برج ** که هزیمت می‌شد از وی روم و گرج
  • کفک می‌انداخت چون اشتر ز کام ** قطره‌ای بر هر که زد می‌شد جذام
  • ژغژغ دندان او دل می‌شکست ** جان شیران سیه می‌شد ز دست 1105