English    Türkçe    فارسی   

3
2216-2225

  • حرمت آن که دعا آموختی ** در چنین ظلمت چراغ افروختی
  • همچنین می‌رفت بر لفظش دعا ** آن زمان چون مادران با وفا
  • اشک می‌رفت از دو چشمش و آن دعا ** بی خود از وی می بر آمد بر سما
  • آن دعای بی خودان خود دیگرست ** آن دعا زو نیست گفت داورست
  • آن دعا حق می‌کند چون او فناست ** آن دعا و آن اجابت از خداست 2220
  • واسطه‌ی مخلوق نه اندر میان ** بی‌خبر زان لابه کردن جسم و جان
  • بندگان حق رحیم و بردبار ** خوی حق دارند در اصلاح کار
  • مهربان بی‌رشوتان یاری‌گران ** در مقام سخت و در روز گران
  • هین بجو این قوم را ای مبتلا ** هین غنیمت دارشان پیش از بلا
  • رست کشتی از دم آن پهلوان ** واهل کشتی را بجهد خود گمان 2225