English    Türkçe    فارسی   

3
3066-3075

  • پاسخش این بود می‌نگذاردم ** تا برون آیم هنوز ای محترم
  • گفت آخر مسجد اندر کس نماند ** کیت وا می‌دارد آنجا کت نشاند
  • گفت آنک بسته‌استت از برون ** بسته است او هم مرا در اندرون
  • آنک نگذارد ترا کایی درون ** می‌بنگذارد مرا کایم برون
  • آنک نگذارد کزین سو پا نهی ** او بدین سو بست پای این رهی 3070
  • ماهیان را بحر نگذارد برون ** خاکیان را بحر نگذارد درون
  • اصل ماهی آب و حیوان از گلست ** حیله و تدبیر اینجا باطلست
  • قفل زفتست و گشاینده خدا ** دست در تسلیم زن واندر رضا
  • ذره ذره گر شود مفتاحها ** این گشایش نیست جز از کبریا
  • چون فراموشت شود تدبیر خویش ** یابی آن بخت جوان از پیر خویش 3075