English    Türkçe    فارسی   

3
3624-3633

  • غایت لطف و کمال او بود ** گرنه خفاشش کجا مانع شود
  • دشمنی گیری بحد خویش گیر ** تا بود ممکن که گردانی اسیر 3625
  • قطره با قلزم چو استیزه کند ** ابلهست او ریش خود بر می‌کند
  • حیلت او از سبالش نگذرد ** چنبره‌ی حجره‌ی قمر چون بر درد
  • با عدو آفتاب این بد عتاب ** ای عدو آفتاب آفتاب
  • ای عدو آفتابی کز فرش ** می‌بلرزد آفتاب و اخترش
  • تو عدو او نه‌ای خصم خودی ** چه غم آتش را که تو هیزم شدی 3630
  • ای عجب از سوزشت او کم شود ** یا ز درد سوزشت پر غم شود
  • رحمتش نه رحمت آدم بود ** که مزاج رحم آدم غم بود
  • رحمت مخلوق باشد غصه‌ناک ** رحمت حق از غم و غصه‌ست پاک