English    Türkçe    فارسی   

3
396-405

  • بهر مظلومان همی‌کندند چاه ** در چه افتادند و می‌گفتند آه
  • پوستین یوسفان بکشافتند ** آنچ می‌کردند یک یک یافتند
  • کیست آن یوسف دل حق‌جوی تو ** چون اسیری بسته اندر کوی تو
  • جبرئیلی را بر استن بسته‌ای ** پر و بالش را به صد جا خسته‌ای
  • پیش او گوساله بریان آوری ** گه کشی او را به کهدان آوری 400
  • که بخور اینست ما را لوت و پوت ** نیست او را جز لقاء الله قوت
  • زین شکنجه و امتحان آن مبتلا ** می‌کند از تو شکایت با خدا
  • کای خدا افغان ازین گرگ کهن ** گویدش نک وقت آمد صبر کن
  • داد تو وا خواهم از هر بی‌خبر ** داد کی دهد جز خدای دادگر
  • او همی‌گوید که صبرم شد فنا ** در فراق روی تو یا ربنا 405