English    Türkçe    فارسی   

3
4077-4086

  • گویدت تریاق از من جو سپر ** که ز زهرم من به تو نزدیکتر
  • گفت او سحرست و ویرانی تو ** گفت من سحرست و دفع سحر او
  • مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش
  • گفت پیغامبر که ان فی البیان ** سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان
  • هین مکن جلدی برو ای بوالکرم ** مسجد و ما را مکن زین متهم 4080
  • که بگوید دشمنی از دشمنی ** آتشی در ما زند فردا دنی
  • که بتاسانید او را ظالمی ** بر بهانه‌ی مسجد او بد سالمی
  • تا بهانه‌ی قتل بر مسجد نهد ** چونک بدنامست مسجد او جهد
  • تهمتی بر ما منه ای سخت‌جان ** که نه‌ایم آمن ز مکر دشمنان
  • هین برو جلدی مکن سودا مپز ** که نتان پیمود کیوان را بگز 4085
  • چون تو بسیاران بلافیده ز بخت ** ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت