English    Türkçe    فارسی   

3
4088-4097

  • گفت ای یاران از آن دیوان نیم ** که ز لا حولی ضعیف آید پیم
  • کودکی کو حارس کشتی بدی ** طبلکی در دفع مرغان می‌زدی
  • تا رمیدی مرغ زان طبلک ز کشت ** کشت از مرغان بد بی خوف گشت 4090
  • چونک سلطان شاه محمود کریم ** برگذر زد آن طرف خیمه‌ی عظیم
  • با سپاهی همچو استاره‌ی اثیر ** انبه و پیروز و صفدر ملک‌گیر
  • اشتری بد کو بدی حمال کوس ** بختیی بد پیش‌رو همچون خروس
  • بانگ کوس و طبل بر وی روز و شب ** می‌زدی اندر رجوع و در طلب
  • اندر آن مزرع در آمد آن شتر ** کودک آن طبلک بزد در حفظ بر 4095
  • عاقلی گفتش مزن طبلک که او ** پخته‌ی طبلست با آنشست خو
  • پیش او چه بود تبوراک تو طفل ** که کشد او طبل سلطان بیست کفل