English    Türkçe    فارسی   

3
4205-4214

  • مدتی جوشیده‌ام اندر زمن ** مدتی دیگر درون دیگ تن 4205
  • زین دو جوشش قوت حسها شدم ** روح گشتم پس ترا استا شدم
  • در جمادی گفتمی زان می‌دوی ** تا شوی علم و صفات معنوی
  • چون شدم من روح پس بار دگر ** جوش دیگر کن ز حیوانی گذر
  • از خدا می‌خواه تا زین نکته‌ها ** در نلغزی و رسی در منتها
  • زانک از قرآن بسی گمره شدند ** زان رسن قومی درون چه شدند 4210
  • مر رسن را نیست جرمی ای عنود ** چون ترا سودای سربالا نبود
  • باقی قصه‌ی مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او
  • آن غریب شهر سربالا طلب ** گفت می‌خسپم درین مسجد بشب
  • مسجدا گر کربلای من شوی ** کعبه‌ی حاجت‌روای من شوی
  • هین مرا بگذار ای بگزیده دار ** تا رسن‌بازی کنم منصوروار