English    Türkçe    فارسی   

3
4786-4795

  • سنگ بر آهن زدی آتش نجست ** این نباشد ور بباشد نادرست
  • آنک روزی نیستش بخت و نجات ** ننگرد عقلش مگر در نادرات
  • کان فلان کس کشت کرد و بر نداشت ** و آن صدف برد و صدف گوهر نداشت
  • بلعم باعور و ابلیس لعین ** سود نامدشان عبادتها و دین
  • صد هزاران انبیا و ره‌روان ** ناید اندر خاطر آن بدگمان 4790
  • این دو را گیرد که تاریکی دهد ** در دلش ادبار جز این کی نهد
  • بس کسا که نان خورد دلشاد او ** مرگ او گردد بگیرد در گلو
  • پس تو ای ادبار رو هم نان مخور ** تا نیفتی همچو او در شور و شر
  • صد هزاران خلق نانها می‌خورند ** زور می‌یابند و جان می‌پرورند
  • تو بدان نادر کجا افتاده‌ای ** گر نه محرومی و ابله زاده‌ای 4795