English    Türkçe    فارسی   

3
786-795

  • زشتیت پیدا شد و رسواییت ** سرنگون افتادی از بالاییت
  • چون محک دیدی سیه گشتی چو قلب ** نقش شیری رفت و پیدا گشت کلب
  • ای سگ‌گرگین زشت از حرص و جوش ** پوستین شیر را بر خود مپوش
  • غره‌ی شیرت بخواهد امتحان ** نقش شیر و آنگه اخلاق سگان
  • تفسیر ولتعرفنهم فی لحن القول
  • گفت یزدان مر نبی را در مساق ** یک نشانی سهل‌تر ز اهل نفاق 790
  • گر منافق زفت باشد نغز و هول ** وا شناسی مر ورا در لحن و قول
  • چون سفالین کوزه‌ها را می‌خری ** امتحانی می‌کنی ای مشتری
  • می‌زنی دستی بر آن کوزه چرا ** تا شناسی از طنین اشکسته را
  • بانگ اشکسته دگرگون می‌بود ** بانگ چاووشست پیشش می‌رود
  • بانگ می‌آید که تعریفش کند ** همچو مصدر فعل تصریفش کند 795