English    Türkçe    فارسی   

4
1055-1064

  • هم‌چو مرغ مرده‌شان بگرفته یار ** تا کند او جنس ایشان را شکار 1055
  • مرغ مرده مضطر اندر وصل و بین ** خوانده‌ای القلب بین اصبعین
  • مرغ مرده‌ش را هر آنک شد شکار ** چون ببیند شد شکار شهریار
  • هر که او زین مرغ مرده سر بتافت ** دست آن صیاد را هرگز نیافت
  • گوید او منگر به مرداری من ** عشق شه بین در نگهداری من
  • من نه مردارم مرا شه کشته است ** صورت من شبه مرده گشته است 1060
  • جنبشم زین پیش بود از بال و پر ** جنبشم اکنون ز دست دادگر
  • جنبش فانیم بیرون شد ز پوست ** جنبشم باقیست اکنون چون ازوست
  • هر که کژ جنبد به پیش جنبشم ** گرچه سیمرغست زارش می‌کشم
  • هین مرا مرده مبین گر زنده‌ای ** در کف شاهم نگر گر بنده‌ای