English    Türkçe    فارسی   

4
1838-1847

  • قد او و رنگ او و شکل او ** یک به یک واگفت از گیسو و رو
  • حلیه‌های روح او را هم نمود ** از صفات و از طریقه و جا و بود
  • حلیه‌ی تن هم‌چو تن عاریتیست ** دل بر آن کم نه که آن یک ساعتیست 1840
  • حلیه‌ی روح طبیعی هم فناست ** حلیه‌ی آن جان طلب کان بر سماست
  • جسم او هم‌چون چراغی بر زمین ** نور او بالای سقف هفتمین
  • آن شعاع آفتاب اندر وثاق ** قرص او اندر چهارم چارطاق
  • نقش گل در زیربینی بهر لاغ ** بوی گل بر سقف و ایوان دماغ
  • مرد خفته در عدن دیده فرق ** عکس آن بر جسم افتاده عرق 1845
  • پیرهن در مصر رهن یک حریص ** پر شده کنعان ز بوی آن قمیص
  • بر نبشتند آن زمان تاریخ را ** از کباب آراستند آن سیخ را