English    Türkçe    فارسی   

4
1884-1893

  • دو درم سنگست پیه چشمتان ** نور روحش تا عنان آسمان
  • نور بی این چشم می‌بیند به خواب ** چشم بی‌این نور چه بود جز خراب 1885
  • جان ز ریش و سبلت تن فارغست ** لیک تن بی‌جان بود مردار و پست
  • بارنامه‌ی روح حیوانیست این ** پیشتر رو روح انسانی ببین
  • بگذر از انسان هم و از قال و قیل ** تا لب دریای جان جبرئیل
  • بعد از آنت جان احمد لب گزد ** جبرئیل از بیم تو واپس خزد
  • گوید ار آیم به قدر یک کمان ** من به سوی تو بسوزم در زمان 1890
  • آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه
  • این بیابان خود ندارد پا و سر ** بی‌جواب نامه خستست آن پسر
  • کای عجب چونم نداد آن شه جواب ** با خیانت کرد رقعه‌بر ز تاب
  • رقعه پنهان کرد و ننمود آن به شاه ** کو منافق بود و آبی زیر کاه