English    Türkçe    فارسی   

4
2233-2242

  • محرم آن آه کم‌یابست بس ** شب رو و پنهان‌روی کن چون عسس
  • سوی دریا عزم کن زین آب‌گیر ** بحر جو و ترک این گرداب گیر
  • سینه را پا ساخت می‌رفت آن حذور ** از مقام با خطر تا بحر نور 2235
  • هم‌چو آهو کز پی او سگ بود ** می‌دود تا در تنش یک رگ بود
  • خواب خرگوش و سگ اندر پی خطاست ** خواب خود در چشم ترسنده کجاست
  • رفت آن ماهی ره دریا گرفت ** راه دور و پهنه‌ی پهنا گرفت
  • رنجها بسیار دید و عاقبت ** رفت آخر سوی امن و عافیت
  • خویشتن افکند در دریای ژرف ** که نیابد حد آن را هیچ طرف 2240
  • پس چو صیادان بیاوردند دام ** نیم‌عاقل را از آن شد تلخ کام
  • گفت اه من فوت کردم فرصه را ** چون نگشتم همره آن رهنما