English    Türkçe    فارسی   

4
2896-2905

  • نبت را چه خوانده چه ناخوانده ** هست پای او به گل در مانده
  • گر سرش جنبد پیر باد رو ** تو به سر جنبانیش غره مشو
  • آن سرش گوید سمعنا ای صبا ** پای او گوید عصینا خلنا
  • چون ندارد سیر می‌راند چون عام ** بر توکل می‌نهد چون کور گام
  • بر توکل تا چه آید در نبرد ** چون توکل کردن اصحاب نرد 2900
  • وآن نظرهایی که آن افسرده نیست ** جز رونده و جز درنده‌ی پرده نیست
  • آنچ در ده سال خواهد آمدن ** این زمان بیند به چشم خویشتن
  • هم‌چنین هر کس به اندازه‌ی نظر ** غیب و مستقبل ببیند خیر وشر
  • چونک سد پیش و سد پس نماند ** شد گذاره چشم و لوح غیب خواند
  • چون نظر پس کرد تا بدو وجود ** ماجرا و آغاز هستی رو نمود 2905