English    Türkçe    فارسی   

4
3115-3124

  • صورت او باز گر زینجا رود ** معنی او در ولد باقی بود 3115
  • بهر این فرمود آن شاه نبیه ** مصطفی که الولد سر ابیه
  • بهر این معنی همه خلق از شغف ** می‌بیاموزند طفلان را حرف
  • تا بماند آن معانی در جهان ** چون شود آن قالب ایشان نهان
  • حق به حکمت حرصشان دادست جد ** بهر رشد هر صغیر مستعد
  • من هم از بهر دوام نسل خویش ** جفت خواهم پور خود را خوب کیش 3120
  • دختری خواهم ز نسل صالحی ** نی ز نسل پادشاهی کالحی
  • شاه خود این صالحست آزاد اوست ** نی اسیر حرص فرجست و گلوست
  • مر اسیران را لقب کردند شاه ** عکس چون کافور نام آن سیاه
  • شد مفازه بادیه‌ی خون‌خوار نام ** نیکبخت آن پیس را کردند عام