English    Türkçe    فارسی   

4
3299-3308

  • آنچنان که از عطسه و از خامیاز ** این دهان گردد بناخواه تو باز
  • تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة
  • هم‌چو پیغامبر ز گفتن وز نثار ** توبه آرم روز من هفتاد بار 3300
  • لیک آن مستی شود توبه‌شکن ** منسی است این مستی تن جامه کن
  • حکمت اظهار تاریخ دراز ** مستیی انداخت در دانای راز
  • راز پنهان با چنین طبل و علم ** آب جوشان گشته از جف القلم
  • رحمت بی‌حد روانه هر زمان ** خفته‌اید از درک آن ای مردمان
  • جامه‌ی خفته خورد از جوی آب ** خفته اندر خواب جویای سراب 3305
  • می‌رود که آنجای بوی آب هست ** زین تفکر راه را بر خویش بست
  • زانک آنجا گفت زینجا دور شد ** بر خیالی از حقی مهجور شد
  • دوربینانند و بس خفته‌روان ** رحمتی آریدشان ای ره‌روان