English    Türkçe    فارسی   

4
3320-3329

  • نیست نور برق بهر رهبری ** بلک امریست ابر را که می‌گری 3320
  • برق عقل ما برای گریه است ** تا بگرید نیستی در شوق هست
  • عقل کودک گفت بر کتاب تن ** لیک نتواند به خود آموختن
  • عقل رنجور آردش سوی طبیب ** لیک نبود در دوا عقلش مصیب
  • نک شیاطین سوی گردون می‌شدند ** گوش بر اسرار بالا می‌زدند
  • می‌ربودند اندکی زان رازها ** تا شهب می‌راندشان زود از سما 3325
  • که روید آنجا رسولی آمدست ** هر چه می‌خواهید زو آید به دست
  • گر همی‌جویید در بی‌بها ** ادخلوا الابیات من ابوابها
  • می‌زن آن حلقه‌ی در و بر باب بیست ** از سوی بام فلکتان راه نیست
  • نیست حاجتتان بدین راه دراز ** خاکیی را داده‌ایم اسرار راز