English    Türkçe    فارسی   

4
917-926

  • می‌گریزانیدش از هر نیک و بد ** تا سپارد آن شهنشه را به جد
  • چون همی آورد امانت را ز بیم ** شد به کعبه و آمد او اندر حطیم
  • از هوا بشنید بانگی کای حطیم ** تافت بر تو آفتابی بس عظیم
  • ای حطیم امروز آید بر تو زود ** صد هزاران نور از خورشید جود 920
  • ای حطیم امروز آرد در تو رخت ** محتشم شاهی که پیک اوست بخت
  • ای حطیم امروز بی‌شک از نوی ** منزل جانهای بالایی شوی
  • جان پاکان طلب طلب و جوق جوق ** آیدت از هر نواحی مست شوق
  • گشت حیران آن حلیمه زان صدا ** نه کسی در پیش نه سوی قفا
  • شش جهت خالی ز صورت وین ندا ** شد پیاپی آن ندا را جان فدا 925
  • مصطفی را بر زمین بنهاد او ** تا کند آن بانگ خوش را جست و جو