English    Türkçe    فارسی   

5
1276-1285

  • باز وا پرسد که خنده بر چه بود  ** پس دوم کرت بخندد چون شنود 
  • پس مقلد نیز مانند کرست  ** اندر آن شادی که او را در سرست 
  • پرتو شیخ آمد و منهل ز شیخ  ** فیض شادی نه از مریدان بل ز شیخ 
  • چون سبد در آب و نوری بر زجاج  ** گر ز خود دانند آن باشد خداج 
  • چون جدا گردد ز جو داند عنود  ** که اندرو آن آب خوش از جوی بود  1280
  • آبگینه هم بداند از غروب  ** که آن لمع بود از مه تابان خوب 
  • چونک چشمش را گشاید امر قم  ** پس بخندد چون سحر بار دوم 
  • خنده‌ش آید هم بر آن خنده‌ی خودش  ** که در آن تقلید بر می‌آمدش 
  • گوید از چندین ره دور و دراز  ** کین حقیقت بود و این اسرار و راز 
  • من در آن وادی چگونه خود ز دور  ** شادیی می‌کردم از عمیا و شور  1285