English    Türkçe    فارسی   

5
1454-1463

  • کز حجاب و پرده بیرون نامده  ** چشم بسته بیهده گویان شده 
  • بانگ سگ اندر شکم باشد زیان  ** نه شکارانگیز و نه شب پاسبان  1455
  • گرگ نادیده که منع او بود  ** دزد نادیده که دفع او شود 
  • از حریصی وز هوای سروری  ** در نظر کند و بلافیدن جری 
  • از هوای مشتری و گرم‌دار  ** بی بصیرت پا نهاده در فشار 
  • ماه نادیده نشانها می‌دهد  ** روستایی را بدان کژ می‌نهد 
  • از برای مشتری در وصف ماه  ** صد نشان نادیده گوید بهر جاه  1460
  • مشتری کو سود دارد خود یکیست  ** لیک ایشان را درو ریب و شکیست 
  • از هوای مشتری بی‌شکوه  ** مشتری را باد دادند این گروه 
  • مشتری ماست الله اشتری  ** از غم هر مشتری هین برتر آ