English    Türkçe    فارسی   

5
1657-1666

  • گفت آخر امر فرمود او به حلم  ** هر دو امرند آن بگیر از راه علم 
  • گفت آن تاویل باشد یا قیاس  ** در صریح امر کم جو التباس 
  • فکر خود را گر کنی تاویل به  ** که کنی تاویل این نامشتبه 
  • دل همی‌سوزد مرا بر لابه‌ات  ** سینه‌ام پر خون شد از شورابه‌ات  1660
  • نیستم بی‌رحم بل زان هر سه پاک  ** رحم بیشستم ز درد دردناک 
  • گر طبانجه می‌زنم من بر یتیم  ** ور دهد حلوا به دستش آن حلیم 
  • این طبانجه خوشتر از حلوای او  ** ور شود غره به حلوا وای او 
  • بر نفیر تو جگر می‌سوزدم  ** لیک حق لطفی همی‌آموزدم 
  • لطف مخفی در میان قهرها  ** در حدث پنهان عقیق بی‌بها  1665
  • قهر حق بهتر ز صد حلم منست  ** منع کردن جان ز حق جان کندنست