English    Türkçe    فارسی   

5
1856-1865

  • از منی بودی منی را واگذار  ** ای ایاز آن پوستین را یاد دار 
  • قصه‌ی ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانس را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل 
  • آن ایاز از زیرکی انگیخته  ** پوستین و چارقش آویخته 
  • می‌رود هر روز در حجره‌ی خلا  ** چارقت اینست منگر درعلا 
  • شاه را گفتند او را حجره‌ایست  ** اندر آنجا زر و سیم و خمره‌ایست 
  • راه می‌ندهد کسی را اندرو  ** بسته می‌دارد همیشه آن در او  1860
  • شاه فرمود ای عجب آن بنده را  ** چیست خود پنهان و پوشیده ز ما 
  • پس اشارت کرد میری را که رو  ** نیم‌شب بگشای و اندر حجره شو 
  • هر چه یابی مر ترا یغماش کن  ** سر او را بر ندیمان فاش کن 
  • با چنین اکرام و لطف بی‌عدد  ** از لیمی سیم و زر پنهان کند 
  • می‌نماید او وفا و عشق و جوش  ** وانگه او گندم‌نمای جوفروش  1865