English    Türkçe    فارسی   

5
2175-2184

  • هر دو با هم در خزیدند از نشاط  ** جان به جان پیوست آن دم ز اختلاط  2175
  • یاد آمد در زمان زن را که من  ** چون فرستادم ورا سوی وطن 
  • پنبه در آتش نهادم من به خویش  ** اندر افکندم قج نر را به میش 
  • گل فرو شست از سر و بی‌جان دوید  ** در پی او رفت و چادر می‌کشید 
  • آن ز عشق جان دوید و این ز بیم  ** عشق کو و بیم کو فرقی عظیم 
  • سیر عارف هر دمی تا تخت شاه  ** سیر زاهد هر مهی یک روزه راه  2180
  • گرچه زاهد را بود روزی شگرف  ** کی بود یک روز او خمسین الف 
  • قدر هر روزی ز عمر مرد کار  ** باشد از سال جهان پنجه هزار 
  • عقلها زین سر بود بیرون در  ** زهره‌ی وهم ار بدرد گو بدر 
  • ترس مویی نیست اندر پیش عشق  ** جمله قربانند اندر کیش عشق