English    Türkçe    فارسی   

5
2613-2622

  • ورنه من از تو به تن مسکین‌ترم  ** که شب و روز اندر آنجا می‌چرم 
  • گرنه زان گونه طلسمی ساختی  ** هر شکم‌خواری بدانجا تاختی 
  • یک جهان بی‌نوا پر پیل و ارج  ** بی‌طلسمی کی بماندی سبز مرج  2615
  • من ترا خود خواستم گفتن به درس  ** که چنان هولی اگر بینی مترس 
  • لیک رفت از یاد علم آموزیت  ** که بدم مستغرق دلسوزیت 
  • دیدمت در جوع کلب و بی‌نوا  ** می‌شتابیدم که آیی تا دوا 
  • ورنه با تو گفتمی شرح طلسم  ** که آن خیالی می‌نماید نیست جسم 
  • جواب گفتن خر روباه را 
  • گفت رو رو هین ز پیشم ای عدو  ** تا نبینم روی تو ای زشت‌رو  2620
  • آن خدایی که ترا بدبخت کرد  ** روی زشتت را کریه و سخت کرد 
  • با کدامین روی می‌آیی به من  ** این چنین سغری ندارد کرگدن