English    Türkçe    فارسی   

5
3403-3412

  • آفتاب نیر ایمان شیخ  ** گر نماید رخ ز شرق جان شیخ 
  • جمله پستی گنج گیرد تا ثری  ** جمله بالا خلد گیرد اخضری 
  • او یکی جان دارد از نور منیر  ** او یکی تن دارد از خاک حقیر  3405
  • ای عجب اینست او یا آن بگو  ** که بماندم اندرین مشکل عمو 
  • گر وی اینست ای برادر چیست آن  ** پر شده از نور او هفت آسمان 
  • ور وی آنست این بدن ای دوست چیست  ** ای عجب زین دو کدامین است و کیست 
  • حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو 
  • بود مردی کدخدا او را زنی  ** سخت طناز و پلید و ره‌زنی 
  • هرچه آوردی تلف کردیش زن  ** مرد مضطر بود اندر تن زدن  3410
  • بهر مهمان گوشت آورد آن معیل  ** سوی خانه با دو صد جهد طویل 
  • زن بخوردش با کباب و با شراب  ** مرد آمد گفت دفع ناصواب