English    Türkçe    فارسی   

5
3592-3601

  • در جهان مرده‌شان آرام نیست  ** کین علف جز لایق انعام نیست 
  • هر که را گلشن بود بزم و وطن  ** کی خورد او باده اندر گولخن 
  • جای روح پاک علیین بود  ** کرم باشد کش وطن سرگین بود 
  • بهر مخمور خدا جام طهور  ** بهر این مرغان کور این آب شور  3595
  • هر که عدل عمرش ننمود دست  ** پیش او حجاج خونی عادلست 
  • دختران را لعبت مرده دهند  ** که ز لعب زندگان بی‌آگهند 
  • چون ندارند از فتوت زور و دست  ** کودکان را تیغ چوبین بهترست 
  • کافران قانع بنقش انبیا  ** که نگاریده‌ست اندر دیرها 
  • زان مهان ما را چو دور روشنیست  ** هیچ‌مان پروای نقش سایه نیست  3600
  • این یکی نقشش نشسته در جهان  ** وآن دگر نقشش چو مه در آسمان