English    Türkçe    فارسی   

5
431-440

  • جز کسی که بر سرش اقبال ریخت  ** کو رها کرد آب و در آتش گریخت 
  • کرده ذوق نقد را معبود خلق  ** لاجرم زین لعب مغبون بود خلق 
  • جوق‌جوق وصف صف از حرص و شتاب  ** محترز ز آتش گریزان سوی آب 
  • لاجرم ز آتش برآوردند سر  ** اعتبارالاعتبار ای بی‌خبر 
  • بانگ می‌زد آتش ای گیجان گول  ** من نیم آتش منم چشمه‌ی قبول  435
  • چشم‌بندی کرده‌اند ای بی‌نظر  ** در من آی و هیچ مگریز از شرر 
  • ای خلیل اینجا شرار و دود نیست  ** جز که سحر و خدعه‌ی نمرود نیست 
  • چون خلیل حق اگر فرزانه‌ای  ** آتش آب تست و تو پروانه‌ای 
  • جان پروانه همی‌دارد ندا  ** کای دریغا صد هزارم پر بدی 
  • تا همی سوزید ز آتش بی‌امان  ** کوری چشم و دل نامحرمان  440