English    Türkçe    فارسی   

5
756-765

  • تو ببین پس قصه‌ی فجار را  ** پیش بنگر مرگ یار و جار را 
  • که هلاکت دادشان بی‌آلتی  ** او قرین تست در هر حالتی 
  • حق شکنجه کرد و گرز و دست نیست  ** پس بدان بی‌دست حق داورکنیست 
  • آنک می‌گفتی اگر حق هست کو  ** در شکنجه او مقر می‌شد که هو 
  • آنک می‌گفت این بعیدست و عجیب  ** اشک می‌راند و همی گفت ای قریب  760
  • چون فرار از دام واجب دیده است  ** دام تو خود بر پرت چفسیده است 
  • بر کنم من میخ این منحوس دام  ** از پی کامی نباشم طلخ‌کام 
  • درخور عقل تو گفتم این جواب  ** فهم کن وز جست و جو رو بر متاب 
  • بسکل این حبلی که حرص است و حسد  ** یاد کن فی جیدها حبل مسد 
  • صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومه‌ی مهلکه در مرید 
  • این سخن را نیست پایان و فراغ  ** ای خلیل حق چرا کشتی تو زاغ  765