English    Türkçe    فارسی   

6
1662-1671

  • عامه را از عشق هم‌خوابه و طبق  ** کی بود پروای عشق صنع حق 
  • آب تتماجی نریزی در تغار  ** تا سگی چندی نباشد طعمه‌خوار 
  • رو سگ کهف خداوندیش باش  ** تا رهاند زین تغارت اصطفاش 
  • چونک دزدیهای بی‌رحمانه گفت  ** کی کنند آن درزیان اندر نهفت  1665
  • اندر آن هنگامه ترکی از خطا  ** سخت طیره شد ز کشف آن غطا 
  • شب چو روز رستخیز آن رازها  ** کشف می‌کرد از پی اهل نهی 
  • هر کجا آیی تو در جنگی فراز  ** بینی آنجا دو عدو در کشف راز 
  • آن زمان را محشر مذکور دان  ** وان گلوی رازگو را صور دان 
  • که خدا اسباب خشمی ساختست  ** وآن فضایح را بکوی انداختست  1670
  • بس که غدر درزیان را ذکر کرد  ** حیف آمد ترک را و خشم و درد