English    Türkçe    فارسی   

6
2563-2572

  • پسته را یا جوز را تا نشکنی  ** نی نماید دل نی بدهد روغنی 
  • مشنو این دفع وی و فرهنگ او  ** در نگر در ارتعاش و رنگ او 
  • گفت حق سیماهم فی وجههم  ** زانک غمازست سیما و منم  2565
  • این معاین هست ضد آن خبر  ** که بشر به سرشته آمد این بشر 
  • گفت دلقک با فغان و با خروش  ** صاحبا در خون این مسکین مکوش 
  • بس گمان و وهم آید در ضمیر  ** کان نباشد حق و صادق ای امیر 
  • ان بعض الظن اثم است ای وزیر  ** نیست استم راست خاصه بر فقیر 
  • شه نگیرد آنک می‌رنجاندش  ** از چه گیرد آنک می‌خنداندش  2570
  • گفت صاحب پیش شه جاگیر شد  ** کاشف این مکر و این تزویر شد 
  • گفت دلقک را سوی زندان برید  ** چاپلوس و زرق او را کم خرید