English    Türkçe    فارسی   

6
2735-2744

  • هست تن چون ریسمان بر پای جان  ** می‌کشاند بر زمینش ز آسمان  2735
  • چغز جان در آب خواب بیهشی  ** رسته از موش تن آید در خوشی 
  • موش تن زان ریسمان بازش کشد  ** چند تلخی زین کشش جان می‌چشد 
  • گر نبودی جذب موش گنده‌مغز  ** عیش‌ها کردی درون آب چغز 
  • باقیش چون روز برخیزی ز خواب  ** بشنوی از نوربخش آفتاب 
  • یک سر رشته گره بر پای من  ** زان سر دیگر تو پا بر عقده زن  2740
  • تا توانم من درین خشکی کشید  ** مر ترا نک شد سر رشته پدید 
  • تلخ آمد بر دل چغز این حدیث  ** که مرا در عقده آرد این خبیث 
  • هر کراهت در دل مرد بهی  ** چون در آید از فنی نبود تهی 
  • وصف حق دان آن فراست را نه وهم  ** نور دل از لوح کل کردست فهم