English    Türkçe    فارسی   

6
3810-3819

  • هر که کردی ناگهان با لب سال  ** زو نبردی زین گنه یک حبه مال  3810
  • من صمت منکم نجا بد یاسه‌اش  ** خامشان را بود کیسه و کاسه‌اش 
  • نادرا روزی یکی پیری بگفت  ** ده زکاتم که منم با جوع جفت 
  • منع کرد از پیر و پیرش جد گرفت  ** مانده خلق از جد پیر اندر شگفت 
  • گفت بس بی‌شرم پیری ای پدر  ** پیر گفت از من توی بی‌شرم‌تر 
  • کین جهان خوردی و خواهی تو ز طمع  ** کان جهان با این جهان گیری به جمع  3815
  • خنده‌اش آمد مال داد آن پیر را  ** پیر تنها برد آن توفیر را 
  • غیر آن پیر ایچ خواهنده ازو  ** نیم حبه زر ندید و نه تسو 
  • نوبت روز فقیهان ناگهان  ** یک فقیه از حرص آمد در فغان 
  • کرد زاری‌ها بسی چاره نبود  ** گفت هر نوعی نبودش هیچ سود