English    Türkçe    فارسی   

6
406-415

  • هم‌چو ابلیسی که گفت اغویتنی  ** تو شکستی جام و ما را می‌زنی 
  • بل قضا حقست و جهد بنده حق  ** هین مباش اعور چو ابلیس خلق 
  • در تردد مانده‌ایم اندر دو کار  ** این تردد کی بود بی‌اختیار 
  • این کنم یا آن کنم او کی گود  ** که دو دست و پای او بسته بود 
  • هیچ باشد این تردد بر سرم  ** که روم در بحر یا بالا پرم  410
  • این تردد هست که موصل روم  ** یا برای سحر تا بابل روم 
  • پس تردد را بباید قدرتی  ** ورنه آن خنده بود بر سبلتی 
  • بر قضا کم نه بهانه ای جوان  ** جرم خود را چون نهی بر دیگران 
  • خون کند زید و قصاص او به عمر  ** می خورد عمرو و بر احمد حد خمر 
  • گرد خود برگرد و جرم خود ببین  ** جنبش از خود بین و از سایه مبین  415