English    Türkçe    فارسی   

6
4265-4274

  • در چنین وقتش بدید و سخت زد  ** چوب‌ها و زخمهای بی‌عدد  4265
  • نعره و فریاد زان درویش خاست  ** که مزن تا من بگویم حال راست 
  • گفت اینک دادمت مهلت بگو  ** تا به شب چون آمدی بیرون به کو 
  • تو نه‌ای زینجا غریب و منکری  ** راستی گو تا بچه مکر اندری 
  • اهل دیوان بر عسس طعنه زدند  ** که چرا دزدان کنون انبه شدند 
  • انبهی از تست و از امثال تست  ** وا نما یاران زشتت را نخست  4270
  • ورنه کین جمله را از تو کشم  ** تا شود آمن زر هر محتشم 
  • گفت او از بعد سوگندان پر  ** که نیم من خانه‌سوز و کیسه‌بر 
  • من نه مرد دزدی و بیدادیم  ** من غریب مصرم و بغدادیم 
  • بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة 
  • قصه‌ی آن خواب و گنج زر بگفت  ** پس ز صدق او دل آن کس شکفت