English    Türkçe    فارسی   

6
808-817

  • صاحب خرمن همی‌گوید که هی  ** ای ز کوری پیش تو معدوم شی 
  • تو ز خرمنهای ما آن دیده‌ای  ** که در آن دانه به جان پیچیده‌ای 
  • ای به صورت ذره کیوان را ببین  ** مور لنگی رو سلیمان را ببین  810
  • تو نه‌ای این جسم تو آن دیده‌ای  ** وا رهی از جسم گر جان دیده‌ای 
  • آدمی دیده‌ست باقی گوشت و پوست  ** هرچه چشمش دیده است آن چیز اوست 
  • کوه را غرقه کند یک خم ز نم  ** منفذش چون باز باشد سوی یم 
  • چون به دریا راه شد از جان خم  ** خم با جیحون برآرد اشتلم 
  • زان سبب قل گفته‌ی دریا بود  ** هرچه نطق احمدی گویا بود  815
  • گفته‌ی او جمله در بحر بود  ** که دلش را بود در دریا نفوذ 
  • داد دریا چون ز خم ما بود  ** چه عجب در ماهیی دریا بود