English    Türkçe    فارسی   

6
1226-1235

  • مرغ بی‌هنگام و راه بی‌رهی  ** آتشی پر در بن دیگ تهی 
  • عاشق میدان و اسپ و پای نی  ** عاشق زمر و لب و سرنای نی 
  • حرص در پیری جهودان را مباد  ** ای شقیی که خداش این حرص داد 
  • ریخت دندانهای سگ چون پیر شد  ** ترک مردم کرد و سرگین‌گیر شد 
  • این سگان شصت ساله را نگر  ** هر دمی دندان سگشان تیزتر  1230
  • پیر سگ را ریخت پشم از پوستین  ** این سگان پیر اطلس‌پوش بین 
  • عشقشان و حرصشان در فرج و زر  ** دم به دم چون نسل سگ بین بیشتر 
  • این چنین عمری که مایه‌ی دوزخ است  ** مر قصابان غضب را مسلخ است 
  • چون بگویندش که عمر تو دراز  ** می‌شود دلخوش دهانش از خنده باز 
  • این چنین نفرین دعا پندارد او  ** چشم نگشاید سری بر نارد او  1235