English    Türkçe    فارسی   

1
1528-1552

  • معنی اندر شعر جز با خبط نیست ** چون قلاسنگ است اندر ضبط نیست‌‌
  • در معنی آن که من أراد أن یجلس مع الله فلیجلس مع أهل التصوف‌‌
  • آن رسول از خود بشد زین یک دو جام ** نه رسالت یاد ماندش نه پیام‌‌
  • واله اندر قدرت الله شد ** آن رسول اینجا رسید و شاه شد 1530
  • سیل چون آمد به دریا بحر گشت ** دانه چون آمد به مزرع گشت کشت‌‌
  • چون تعلق یافت نان با بو البشر ** نان مرده زنده گشت و با خبر
  • موم و هیزم چون فدای نار شد ** ذات ظلمانی او انوار شد
  • سنگ سرمه چون که شد در دیده‌‌گان ** گشت بینایی شد آن جا دیدبان‌‌
  • ای خنک آن مرد کز خود رسته شد ** در وجود زنده‌‌ای پیوسته شد 1535
  • وای آن زنده که با مرده نشست ** مرده گشت و زندگی از وی بجست‌‌
  • چون تو در قرآن حق بگریختی ** با روان انبیا آمیختی‌‌
  • هست قرآن حالهای انبیا ** ماهیان بحر پاک کبریا
  • ور بخوانی و نه‌‌ای قرآن پذیر ** انبیا و اولیا را دیده گیر
  • ور پذیرایی چو بر خوانی قصص ** مرغ جانت تنگ آید در قفص‌‌ 1540
  • مرغ کاو اندر قفس زندانی است ** می‌‌نجوید رستن از نادانی است‌‌
  • روحهایی کز قفسها رسته‌‌اند ** انبیای رهبر شایسته‌‌اند
  • از برون آوازشان آید ز دین ** که ره رستن ترا این است این‌‌
  • ما به دین رستیم زین ننگین قفس ** جز که این ره نیست چاره‌‌ی این قفس‌‌
  • خویش را رنجور سازی زار زار ** تا ترا بیرون کنند از اشتهار 1545
  • که اشتهار خلق بند محکم است ** در ره این از بند آهن کی کم است‌‌
  • قصه‌‌ی بازرگان که طوطی محبوس او او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت‌‌
  • بود بازرگانی او را طوطیی ** در قفس محبوس زیبا طوطیی‌‌
  • چون که بازرگان سفر را ساز کرد ** سوی هندستان شدن آغاز کرد
  • هر غلام و هر کنیزک را ز جود ** گفت بهر تو چه آرم گوی زود
  • هر یکی از وی مرادی خواست کرد ** جمله را وعده بداد آن نیک مرد 1550
  • گفت طوطی را چه خواهی ارمغان ** کارمت از خطه‌‌ی هندوستان‌‌
  • گفتش آن طوطی که آن جا طوطیان ** چون ببینی کن ز حال من بیان‌‌